شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

135

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

اجل . گفتند : چه چيز دور تر است ؟ گفت : حصول آز و آرزو . گفتند چه چيز به انس گرفتن لايق است ؟ گفت : صاحب راى . گفتند : چه چيز وحشتناك است ؟ گفت : مرگ ، و عجب‌تر از همه عجايب چه چيز است ؟ گفت : عاقلى كه تأسف خورد . 11 ، 181 - و گفت : كسى كه بكشد نفس خود را به مرگ ارادى و اختيارى ، مرگ اضطرارى و طبيعى او حيات و زندگى هميشگى اوست . 11 ، 182 - و گفت : نيكوتر مردمان از روى صورت كسى است كه هميشه عمل به موجب حق كند . 11 ، 183 - و گفت : مرگ حق است و واجب و لازم و آن را مكروه نمىداند مگر كسى كه بسيار شده باشد جور و ستم او و كم باشد عدالت او « 129 » . 11 ، 184 - و گفت : فضيلت مرگ همين بس است كه باعث نقل است ، از عالم خوارى و ذلت به عالم عزت ، و از عالم فنا به عالم بقا ، و از عالم جهل و نادانى به عالم عقل و دانائى ، و از عالم تعب و مشقت به عالم سرور و راحت . 11 ، 185 - و گفت : چه سهل و آسان است [ 40 - ب ] بر كسى كه يقين داند حال خود را بعد از آن ، و چه دشوار و صعب است بر كسى كه شك داشته باشد به احوال روز بازگشت خود . 11 ، 186 - و گفت : كسى كه خوب گذشته است زندگانى او ، خوب است مرگ او . 11 ، 187 - و گفت : مرگ باعث امان و خلاصى است از مرگ ، و مىرساند به نعمت‌هاى الهى و فيوضات نامتناهى .

--> ( 129 ) - د : عدل او .